1393/5/20 2929

«سیمون دوبوار»، فیلسوف و نویسنده فرانسوی عنوان «مادر فمینیسم»‌ را یدک می‌کشد.

گفته های سیمون دوبوار درباره زنان و اختلالات روانی در آنها


«سیمون دوبوار»، فیلسوف و نویسنده فرانسوی که عنوان «مادر فمینیسم»‌ را یدک می‌کشد، پس از ناکام‌ ماندن تلاش‌هایش برای فرار از مصاحبه‌ با «مارلین گوبیل» روزنامه‌نگار کانادایی، سرانجام به سخن می‌آید و ناگفته‌هایی خواندنی را از ابعاد مختلف زندگی خود و دیگر چهره‌های شاخص قرن بیستم همچون «ژان پل سارتر» و «ژان ژنه» فاش می‌کند.
 
دوبوار در زمان انجام این مصاحبه زنی میانسال است که هنوز برق روزگار جوانی در چشمانش پیداست، فضای اطرافش را با یادگاری‌های رنگارنگ پر کرده، اما به ماندگاری هیچ‌یک امیدی ندارد. او با رویای اثرگذاری و ماندگاری در ذهن خواننده، قلم به دست گرفته اما دائم از حس عمیق نامیرایی سارتر سخن می‌گوید. دوبوار را در این مصاحبه ستایشگر چهره‌ی تنهای «ویرجینیا وولف»، نثر ساده «همینگوی» و تخیل باورکردنی و عجیب «الکساندر دوما» و «ویکتور هوگو» می‌بینید ... زنی که از کودکی به نزدیک شدن مرگ می‌اندیشیده و خود را اسیر چنگال زمان می‌داند ...
 
 «مارلین گوبیل» درباره مصاحبه‌اش با «سیمون دوبوار» نوشته است: سیمون دوبوار مرا با «ژان ژنه» و «ژان پل سارتر» آشنا کرده بود و من با آن‌ها مصاحبه کرده بودم، اما خودش در مورد مصاحبه تردید داشت. می‌گفت: چرا باید در مورد من حرف بزنیم؟ فکر می‌کنی با سه کتاب خاطراتم کار کافی انجام داده‌ام؟ چندین نامه‌نگاری و گپ‌وگفت لازم بود تا او را برای انجام این کار متقاعد کنم. او تنها با قبول یک شرط حاضر به مصاحبه شد: این که گفت‌وگو خیلی طولانی نباشد!
 
وی در این مورد گفت: مصاحبه‌ام با او در فضای بزرگ و نورگیر استودیوی خانم دوبوار که پنج دقیقه با آپارتمانش فاصله داشت، صورت گرفت. وقتی به اتاق نشیمن و اتاق کارش رفتم، در کمال تعجب دیدم قفسه‌های کتابخانه‌اش پر از کتاب‌های نه‌چندان جذاب است. او به من گفت: بهترین‌شان دست دوستانم است که هرگز هم به دستم برنمی‌گردند. روی میزها پر از اشیاء رنگارنگی است که او از سفرهای متعدد با خود آورده، اما ارزشمندترین آنها لامپی است که «جیاکومتی» برایش ساخته است.
 
این روزنامه‌نگار مطرح کانادایی در ادامه آورده است: جدا از ویژگی‌های کلاسیک چهره‌ی دوبوار، آنچه جلب توجه می‌کند، پوست شاداب و چشمان شفاف و آبی اوست که بسیار جوان و سرزنده می‌نماید. مخاطب او به این نتیجه می‌رسد که شاید او همه چیز را می‌داند و می‌بیند و این هراسی عجیب در تو ایجاد می‌کند. تند حرف می‌زند و با صراحت رفتار می‌کند، بی ‌آنکه بی‌ادب باشد. او بیشتر دوستانه رفتار می‌کند و چهره‌ای خندان دارد.
 
گوبیل: طی هفت سال گذشته مشغول نگارش خاطرات‌تان بوده‌اید و مدام از انتخاب شغل و حرفه‌ی خود ابراز شگفتی کرده‌اید. به نظرم می‌رسد فقدان اعتقادات مذهبی شما را به سمت نویسندگی سوق داده است.
 
دوبوار: بررسی زندگی گذشته افراد بدون کمی تقلب خیلی سخت است. میل من به نوشتن، به سال‌های خیلی دور برمی‌گردد. وقتی هشت ساله بودم داستان می‌نوشتم، اما این کاری است که بسیاری از کودکان دیگر هم انجام می‌دهند؛ این واقعا به این معنا نیست که آن‌ها حرفه نویسندگی را دنبال می‌کنند. شاید در مورد من بتوان گفت فقدان اعتقادات مذهبی این حرفه را پررنگ‌تر کرد. این هم درست است که وقتی کتاب‌هایی مثل «آسیاب روی رودخانه» جورج الیوت که عمیقا تأثیرگذار بود را می‌خواندم، شدیدا دوست داشتم مثل نویسنده باشم، کسی که کتاب‌هایش خوانده شود و آثارش خوانندگان را تکان دهد.
 
گوبیل: شما تحت تأثیر ادبیات انگلیسی قرار گرفته‌اید؟
دوبوار: مطالعه انگلیسی از کودکی یکی از علاقه‌های من بود. حجم آثار ادبی جذابی که برای کودکان انگلیسی نوشته شده بسیار بالاتر از آثار فرانسوی‌زبان است. من عاشق «آلیس در سرزمین عجایب»، «پیتر پن» و کتاب‌های «جورج الیوت» و حتی «روزاموند لمان» بودم.

گوبیل: کتاب «جواب مبهم» چه؟
دوبوار: واقعا آن کتاب را دوست داشتم، اما در عین حال کمی متوسط به نظرم می‌آمد. دختران نسل من عاشقش بودند. نویسنده‌اش خیلی جوان بود و هر دختری خودش را در شخصیت «جودی» داستان می‌دید. این کتاب بیش از این که سطح‌بالا باشد، هوشمندانه نوشته شده بود. من همیشه به زندگی دانشجویی در انگلیس حسرت می‌خوردم. در خانه زندگی می‌کردم و "اتاقی از آن خود" نداشتم. در واقع هیچ چیز نداشتم. اگرچه زندگی آزادانه‌ای نبود، اما فضای خصوصی خودم را داشتم و در نظرم عالی می‌آمد. نویسنده «جواب مبهم» تمام اسطوره‌های دختران جوان را می‌شناخت پسران خوش‌تیپ در هاله‌ای از رمز و راز. بعدها البته کتاب‌های خواهران «برونته» و آثار «ویرجینیا وولف» از جمله «اورلاندو» و «خانم دالووی» را خواندم. خیلی «خیزاب‌ها»یش را نمی‌پسندم اما واقعا به کتابش درباره «الیزابت برت براونینگ» علاقه دارم.
 
گوبیل: در مورد خاطراتش چه نظری دارید؟
 
دوبوار: کمتر برایم جذاب بوده است. زیادی ادبی است. اثر شگفت‌آوری است، اما برای من غریبه است. او خیلی نگران چاپ شدن یا نشدن اثرش و نظر مردم درباره خودش است. من «اتاقی از آن خود» را خیلی دوست داشتم که وولف در آن به موقعیت و شرایط زنان پرداخته است. این کار مقاله‌ای کوتاه است، اما درست به هدف می‌زند. او به خوبی توضیح می‌دهد که چرا زنان نمی‌توانند بنویسند. ویرجینیا وولف یکی از زنان نویسنده‌ای است که بیش از همه به او علاقه‌مندم. تا حالا عکسش را دیده‌اید؟ صورت فوق‌العاده تنهایی دارد... می‌شود گفت حتی بیش‌تر از «کولت» مرا جذب خودش می‌کند. کولت در کل خیلی درگیر روابط عاشقانه، کارهای خانه، شست‌وشو و حیوانات خانگی‌اش است. دنیای ویرجینیا وولف خیلی گسترده‌تر است.
 
 
گوبیل: کی «سارتر» را می‌بینید؟
 
دوبوار: هر روز عصر و معمولا وقت نهار.
 
گوبیل: وقتی محل نوشتن‌تان عوض می‌شود، مشکلی پیش نمی‌آید؟
 
دوبوار: تا حدی بستگی به چیزی دارد که در دست نگارش دارم. اگر کار خوب پیش برود، معمولا یک ربع یا نیم ساعت صرف خواندن آنچه روز قبل نوشته‌ام می‌کنم و کمی اصلاحات انجام می‌دهم. بعد از همان‌جا ادامه می‌دهم. برای دنبال گرفتن کار، باید آنچه نوشته‌ام را مرور کنم.
 
گوبیل: دوستان نویسنده‌تان هم چنین عادت‌هایی دارند؟
 
دوبوار: نه، این مسأله‌ای کاملا شخصی است. مثلا «ژنه» روش کاملا متفاوتی دارد، اما مدت شش ماه 12 ساعت در روز را به کار روی یک اثر اختصاص می‌دهد و وقتی تمام کرد شش ماه دیگر را بدون انجام هیچ کاری می‌گذراند. همان‌طور که گفتم من به غیر از دو یا سه ماه تعطیلات که به سفر می‌روم و اصلا کار نمی‌کنم، هر روز می‌نویسم. من در طول سال خیلی کم مطالعه می‌کنم و وقتی به سفر می‌روم چمدان بزرگی از کتاب با خودم می‌برم، کتاب‌هایی که وقت نداشتم مطالعه کنم. اما اگر مسافرتم یک ماه یا شش هفته بیشتر طول نکشد، احساس ناآرامی می‌کنم مخصوصا اگر بین دو کتاب باشم. از کار نکردن خسته می‌شوم.

 
گوبیل: دقیقا نکته همین جاست. برخی مدعی هستند شما قدرت جابجایی زندگی در رمان‌هایتان را ندارید. آن‌ها تلویحا می‌گویند که شخصیت‌های شما از اطرافیان‌تان کپی شده‌اند.
 
دوبوار: نمی‌دانم. تخیل چیست؟ در ابعاد وسیع‌تر، مسأله دستیابی به درجه‌ای از نکته اساسی و حقیقی است؛ رسیدن به ماهیت زندگی واقعی افراد. کارهایی که بر مبنای واقعیت نیستند اصلا مرا جذب نمی‌کنند، مگر این که مثل رمان‌های «الکساندر دوما» یا «ویکتور هوگو» که در حد خود حماسه‌ای هستند، بسیار عجیب و غریب باشند. اما من داستان‌های ساختگی را حاصل تخیل نمی‌دانم. به نظرم آن‌ها کارهای مصنوعی هستند. اگر بخواهم از خودم دفاع کنم به «جنگ و صلح» تولستوی اشاره می‌کنم که تمام شخصیت‌هایش از زندگی واقعی گرفته شده‌اند.
 
گوبیل: برگردیم به شخصیت‌های شما. نامشان را چطور انتخاب می‌کنید؟
 
دوبوار: این مسأله خیلی برایم مهم نیست. در «میهمان» اسم «خاویر» را به خاطر این انتخاب کردم که تنها یک نفر را با این نام دیده بودم. وقتی دنبال اسم می‌گردم، از راهنمای تلفن کمک می‌گیرم یا سعی می‌کنم اسامی افراد را بیاد بیاورم.
 
گوبیل: به کدامیک از شخصیت‌هایتان بیش از دیگران وابسته‌اید؟
 
دوبوار: نمی‌دانم، فکر می‌کنم بیشتر از خود شخصیت‌ها به روابطشان علاقه دارم، چه دوستی باشد و چه عشق. «کلود روی» منتقد بود که این نکته را دریافت.
 
گوبیل: در همه رمان‌های شما شخصیت مونثی دیده می‌شود که توسط باورهای غلط گمراه می‌شود و جنون و دیوانگی تهدیدش می‌کند.
 
دوبوار: بسیاری زنان مدرن این‌گونه هستند. زن‌ها مجبورند نقشی را بازی کنند که نیستند و شخصیتی تقلبی از خود نشان دهند. آن‌ها روی لبه اختلال روانی هستند. من با این دسته زنان خیلی احساس همدردی می‌کنم. این‌ها بیش از زنان خانه‌دار و مادران متعادل مرا جذب خود می‌کنند. البته مسلما زنان دیگری هم هستند که حتی بیش از این توجه مرا جلب می‌کنند، آن‌هایی که هم مستقل‌اند و هم درستکار، زنانی که هم کار می‌کنند و هم خلق می‌کنند.
منبع
ایسنا

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای 'سلامت ۱۱۸' نمی باشد.

سلامت ۱۱۸: مرجع سلامت جسم و روان: پزشکی، روانشناسی، تغذیه، ورزش و زیبایی

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های سلامت ۱۱۸

موادی كه نباید در مایكروفر قرار گیرد

چگونه مو‌های بلند و ضخیم‌ داشته باشیم؟

مراقب 6 ناحیه از بدن در برابر صدمات نور آفتاب باشید!

چطور اعتیاد به شیرینی را ترک کنید؟

زمان طلایی برای ارتودنسی

با کمک اسفنج ظرفشویی باکتری‌ها را از بین ببرید!

فروش نیم میلیون دلاری کتاب داروین

تبدیل موتور بوئینگ ۷۵۷ به باربکیو!

نکات کلیدی برای تزریق بوتاکس

تمرینات مقاومتی برای بیماران دیابتی مفید است

عضلات خسته از كار روزانه استراحت می‌خواهد

ترکیب شیر و عسل و 7 فایده ارزشمندی که از آن ها بی خبرید!

زادروز خالق شعرهای یاقوتی

استفاده از تور چاپ ۳ بعدی به عنوان یک پانسمان منعطف

پیتزای معلق در فضا!

علائم افسردگی را بشناسید

کودکان بازی موبایل را نخورند!

هفت گام غذایی سالم برای درمان علائم گاستریت!

سیروز کبدی را بهتر بشناسیم

اثر جدید «‌جنیفر وینر»‌ با استقبال مواجه شد

لای-فای به جای وای-فای!

ژل‌هایی که به بدن دارو رسانی می‌کنند

راهکار های تبدیل کودکان به افرادی نابغه

در مغز یک بیمار روانی دقیقا چه خبر است؟

تاثیر مصرف ماست‌های پروبیوتیک در درمان دیابت

سلامت ۱۱۸ در شبکه های اجتماعی