1391/6/16 2432

غیبت کردن در بستر حرف زدن اتفاق می افتد و معمولا آدم های پرحرف، بیشتر غیبت می کنند    

کم گوی و گزیده گوی چون دُر

باید دید بر سر ژرژ هربرت که می گوید: «یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن» یا بر سر ناپلئون بناپارت که معتقد است: «اگر قرار بود هرکس به اندازه دانش خود حرف بزند، چه سکوتی بر دنیا حاکم می شد»، چه آمده که این گونه لب به اعتراض گشوده اند. درد مشترک اینها و البته مارک تواین که شک ندارد اگر دهان خود را ببندیم و ابله به نظر برسیم، بهتر است تا این که آن را باز کنیم و همه تردیدها را از میان برداریم، یک چیز است: آدم های پرحرف که وقتی موتور حرف زدنشان به کار می افتد، کسی جلودارشان نیست.
 
پرحرفی!

 
دکتر حسین باهر هم وقتی می خواهد در مذمت پرگویی بگوید اگرچه به وراثت و اکتساب اشاره می کند و نسخه برخی را با دارودرمانی می پیچد، اما جان کلامش یک جمله است که بی شباهت به ضرب المثل انگلیسی ها نیست. او معتقد است نباید نه کم حرف زد، نه زیاد. آسیب شناسی پرحرفی از زبان او در کنار تجربیاتی که خودش در زندگی شخصی و کاری داشته، خواندنی است.

از دید رفتارشناسان، پرحرف​ها چه شخصیتی دارند و چرا به این وضع دچار شده اند؟
پرحرفی یعنی پرگویی غیرقابل تحمل که یک عارضه زمینی و زمانی است، یعنی هم ارثی است و هم اکتسابی. مردم برخی مناطق دنیا پرحرف هستند. من خودم این مساله را میان مردم جهان سوم زیاد دیده ام. گاهی هم پرحرفی به خاطر پیر شدن اتفاق می افتد، آدم های بیکار هم زیاد صحبت می کنند همچنین گوینده ها و مجری ها.

در این میان، نقش بیکاری در روآوردن افراد به پرحرفی بسیار پررنگ است، چون اگر افراد کاری برای انجام دادن نداشته باشند، مجبورند وقتشان را با حرف زدن پر کنند. من حتی خودم شاهد بوده ام که برخی آدم ها از شدت پرحرفی غش کرده اند. وقتی آدم زیاد صحبت می کند، مخصوصا اگر هیجان زده و عصبانی هم بشود، فشارش افت می کند و ممکن است از حال برود.


البته در کنار اینها باید به برخی جوان ها اشاره کرد که یا برای پر کردن اوقات فراغت یا برای خودنمایی به دیگران، پرحرفی می کنند و صدایشان را بالا می برند که دختر و پسر هم ندارد. این گونه حرف زدن ها معمولا با ادبیات خاصی همراه است که ایجاد آلودگی صوتی هم می کند. حالا شما این وضع را مقایسه کنید با دستور اسلام که می گوید هنگام حرف زدن صدایتان آهسته باشد و طوری سخن بگویید که دیگران متوجه موضوع نشوند. مساله بعد به این مربوط است که پرحرفی سبب غیبت کردن می شود، چون غیبت در بستر حرف اتفاق می افتد و طبیعی است کسی که بیشتر از دیگران حرف می زند احتمال غیبت کردنش هم بیشتر است. در کنار پرحرفی البته مساله کم حرفی را هم داریم، بویژه کم حرفی کشنده که ویژه کسانی است که یا افسردگی دارند یا دچار شوک های شدید می شوند که اینها در گروه بیماران طبقه بندی می شوند و جدا از کسانی هستند که آنقدر کم حرف می زنند که دیگران گمان می کنند نیروهای نفوذی هستند.

پس نه پرحرفی و نه کم حرفی افراطی هیچ کدام نشانه روان سالم نیست. از نظر شما باید چه کرد تا در یکی از این دو گروه طبقه بندی نشد؟

برای این کار چند راه حل وجود دارد؛ یکی این که بموقع حرف بزنیم و وقتی شروع به سخن گفتن کنیم که یا سوالی داریم یا سوالی از ما پرسیده شده. شمرده و شفاف حرف زدن هم باید در دستور کار قرار بگیرد تا شنونده مجبور نباشد مدام تکرار جمله را تقاضا کند. ما باید یاد بگیریم فقط درباره اموری صحبت کنیم که به ما مربوط می شود و در آن تخصص داریم. همچنین باید بیاموزیم منظور از مصاحبت کردن، باهم حرف زدن است، نه این که حرف زدن به تنهایی که سبب می شود فرصت شنیدن از خودمان و دیگران سلب شود.


کودکان پرحرف همان هایی هستند که در بزرگسالی پرحرفی می کنند، نشانه پرحرفی این است که بچه ها مخصوصا در سنینی که از زمان سوال کردن بی حد و حصرشان گذشته زیاد سوال می کنند و درباره هر چیزی می پرسند و به اصطلاح «وراجی» می کنند.

دقت داشته باشید اگر کسی از این چند حیطه خارج شود، دچار یک نوع بدرفتاری است که باید اصلاح شود و اگر شدتش خیلی زیاد است و یک بیماری محسوب می شود، باید با دارودرمانی رفع شود. من بارها در بیمارستان ها کسانی را دیده ام که از شدت پرحرفی، حتی وقتی سکوت کرده اند نیز فک شان می جنبد یا عده ای قسمت مخصوص به سخن پراکنی مغزشان سه برابر آدم های معمولی توسعه پیدا کرده، دلیلش هم این است قوایی که باید در تمام بدن توزیع شود، در زبان آنها جمع شده است.

به قول شاعر، کم گوی و گزیده گوی چون در؛ به اعتقاد من اگر حرف به دردبخور باشد یک کلمه اش هم کافی است؛


در حالی که آدم های پرحرف از بس یک مطلب را تکرار می کنند، ملال آور شده اند و حتی اگر حرف خوبی هم بزنند، شنونده ای آن را به بدی تعبیر می کند.

شما دو عامل وراثت و یادگیری را در پرحرفی افراد موثر می دانید که گاهی یکی از آنها و گاهی هر دو عامل بروز این رفتار هستند. حالا ممکن است مثلا کسی که آدم کم حرفی است در یک محیط مستعد قرار بگیرد و تبدیل به آدمی پرحرف شود؟

ما در صحبت های مکتبی رفتارشناسانه معتقدیم هر چیزی باید پایه ژنتیک داشته باشد. به این ترتیب اگر ما ژن زیاد حرف زدن را داشته باشیم و در شرایط پرحرفی قرار بگیریم، بتدریج پرگو می شویم. من کسی را می شناسم که خیلی کم حرف بود، اما بعد از این که یک پست سازمانی گرفت و مجبور به حرف زدن شد، به درجه ای رسید که باید برای توقف گفته هایش تذکر می گرفت؛ در حالی که اصلا متوجه کمبود زمان نبود.
عرفای ما می گویند «بشنو»، قرآن هم می گوید بشارت باد بر کسانی که حرف ها را می شنوند و عمل می کنند. ما دو گوش داریم که درش باز است و ناچار است بشنود، اما یک زبان داریم که پشت ۳۲ دندان و دو لب قرار گرفته؛ این یعنی دو تا بشنو و دست کم یکی حرف بزن.

 
آدم های پرحرف به احتمال زیاد از دوران بچگی علائمی دارند. این نشانه ها چیست؟

کودکان پرحرف همان هایی هستند که در بزرگسالی پرحرفی می کنند، نشانه پرحرفی این است که بچه ها مخصوصا در سنینی که از زمان سوال کردن بی حد و حصرشان گذشته، زیاد سوال می کنند و درباره هر چیزی می پرسند و به اصطلاح «وراجی» می کنند. بهترین روش مواجهه با این بچه ها هم بی اعتنایی کردن به آنهاست، چون حرف زدن هم مثل هر کار دیگری قاعده دارد.

تحمل آدم های پرحرف کار بسیار سختی است، آنها شنونده را بشدت کسل می کنند؛ در حالی که اگر بخواهیم میان حرفشان بپریم، به بی ادبی محکوم می شویم و اگر بخواهیم تحمل کنیم، رنج می بریم. به نظر شما بهترین واکنش در برخورد با این قبیل افراد چیست؟

می توانیم بگوییم میان کلامتان شکر، این مساله که شما می فرمایید آنقدر مهم است که ترجیح می دهم در فرصت دیگری راجع به آن حرف بزنیم یا مثلا بگوییم چون من حافظه ام قوی نیست، لطفا این موارد را یادداشت کن و به من بده. من خودم از این روش ها استفاده می کنم، حتی به بعضی ها می گویم تو حرف بزن و من می خوابم، اما گوشم با توست، فقط از من سوال نکن، چون سوال من را از خواب می پراند. یعنی بالاخره به یک نحوی باید این افراد را متوجه کار نادرست شان کرد. در خانه و در جمع نزدیکان هم می شود یک گوش را در و دیگری را دروازه کرد. واقعیت این است که ما آدم ها حتی اگر ۱۲۰ سال عمر کنیم، باز هم عمر مفیدمان کم است و باید تا می توانیم کارهای سودمند انجام دهیم، نه این که وقتمان را با پرحرفی تلف کنیم. کلام اگر کم و عاقلانه باشد، شنونده همیشه تشنه شنیدن است؛ ما باید یاد بگیریم شنونده را تشنه نگه داریم.
                   
مریم خباز     
جام جم آنلاین
http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100821734184

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای 'سلامت ۱۱۸' نمی باشد.

سلامت ۱۱۸: مرجع سلامت جسم و روان: پزشکی، روانشناسی، تغذیه، ورزش و زیبایی

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های سلامت ۱۱۸

چرا پوست زود پیر می شود؟

راهکارهای افزایش هوش عاطفی

علائم حمله قلبی زنان چقدر متفاوت از مردان است؟

اگر دیابت ندارید با خیال راحت هندوانه بخورید

اولین سالروز درگذشت عزت الله انتظامی

طراحی یک هواگرد شبیه بشقاب پرنده

درمان بیماری‌ها با کنترل میکروبیوم بدن

چطور متوجه شویم به «روان‌پزشک» یا «روان‌شناس» نیاز داریم؟

چرا هوس شیرینی شب‌ها بیشتر می‌شود و چه باید کرد؟

ورزش کردن افسردگی را درمان می کند

دوستی خارپاشنه با افراد چاق

انیماتور برنده ۳ جایزه اسکار درگذشت

ساختمان‌هایی که چشم و گوش دارند!

استفاده دانشمند ایرانی از پل‌های رسانای الیاف کربن برای ترمیم مدارهای الکتریکی در قلب

کمک به بیماران روانی با تحریک الکتریکی مغز

«پیر چشمی» چیست؟

چگونه عادت مکیدن انگشت و ناخن جویدن کودکان را ترک دهیم؟

تاثیر چشمگیر یک غذای کره‌ای در رفع ریزش مو

درگذشت پیتر فوندا در سن 79 سالگی

تصاویر ثبت شده از ماه درخشان‌تر از خورشید!

بررسی سلامت بدن با استفاده از حسگر چسبی

آیا رنگ کردن مو باعث ریزش مو می شود؟

مؤثرترین روش کنترل «استرس» و «اضطراب» چیست؟

دانه‌هایی که موقع گرمازدگی به دادتان می‌رسند

چرا انگشتان دست و پا گزگز می‌کنند؟

سلامت ۱۱۸ در شبکه های اجتماعی