1391/12/4 2509

عنوان طولانی فیلم، از همان ابتدا می تواند جالب توجه باشد. این که چرا چنین عنوان طولانی برای فیلم در نظر گرفته شده، موضوع ساده و گذرایی نمی تواند باشد. از آنجایی که به ذهن کارگردان و نویسنده فیلم -که هر دو کیم کی دوک هستند- نمی توانیم وارد شویم، اما می شود پیش فرض هایی را در نظر گرفت و با توجه به اشارات موجود در فیلم، به قطعیت نزدیک شد.

یادداشتی بر فیلم بهار تابستان پاییز زمستان و بهار ساخته کیم کی دوک


عنوان طولانی فیلم، از همان ابتدا می تواند جالب توجه باشد. این که چرا چنین عنوان طولانی برای فیلم در نظر گرفته شده، موضوع ساده و گذرایی نمی تواند باشد. از آنجایی که به ذهن کارگردان و نویسنده فیلم -که هر دو کیم کی دوک هستند- نمی توانیم وارد شویم، اما می شود پیش فرض هایی را در نظر گرفت و با توجه به اشارات موجود در فیلم، به قطعیت نزدیک شد.

عنوان فیلم، یک چرخه کامل از حیات بشری را متذکر می شود، یادآور گذر عمر، هستی ما در این جهان و سیر گذران وجودی ما در این عالم است. در این فیلم، کیم کی دوک، فیلمی راجع به بخش هایی از زندگی یک راهب بودایی ساخته است. فیلم به چند فصل در طول زمان های مختلف تقسیم بندی شده است که در هر کدام با مفهومی ویژه روبرو می شویم.

بهار
در بخش بهار، کودکی در کنار استاد خود پروش می یابد. کودک پر از شر و شور و سبکبالی است که البته با کمی رذلی و تخسی هم همراه است. کودک در دل طبیعت بکر و آرام بزرگ می شود، طبیعتی که به ظاهر وحشی است، اما اجزا آن بدون هیچ مشکلی با یکدیگر کنار آمده اند اما راهب کوچک، در طبیعت نفوذ می کند، سنگی به ماهی، غورباقه و مار می بیند و از دردی که به آن ها وارد می کند احساس خوشایندی به او دست می دهد. استاد اما همیشه ناظر کارهای اوست و برای تنبیه و یا بهتر بگویم متنبه کردن کودک، سنگی به کودکی می بندد و از او می خواهد که بازگردد و سنگ هایی را که به دور آن حیوانات بسته باز کند وگرنه تا آخر عمر، درد و سنگینی اش را در دلش احساس خواهد کرد. 

در بازگشت کودک به جنگل، تنها می تواند غورباقه را نجات دهد و ماهی و مار را مرده می بیند. کودک گریه می کند. این پایان بخش بهار است. اینجا تا حدودی کارما در زندگی کودک نقش پیدا می کند که هیچ گاه او را رها نخواهد کرد. کارما در اعتقادات بودایی، تاوانی است که ما در نتیجه اعمال نیک و بد خود می پردازیم یا دریافت می کنیم. کارما همیشه و همه جا و حتی در زندگی های بعدی ما به دنبال ما خواهد بود. و اگر تفسیر دیگری از کارما بخواهیم، می شود ردی از آن را در اساطیر یونان یافت. جایی که سیزیف  به علت گناهی که مرتکب شده، محکوم است که سنگی را تا آخر عمر به بالای کوهی ببرد. سنگی که هر بار به دلیل شیب کوه به پایان پرتاب می شود. این نگونبختی است که سیزیف را یک لحظه هم رها نمی کند. تاوانی که باید به دلیل گناهش بپردازد و مفری از آن وجود ندارد. 

تابستان
در فصل تابستان، راهب فیلم را در زمان نوجوانی می بینیم. کیم کی دوک خودش نقش این نوجوان پاکدل و ساده را بازی کرده است. او بدور از هرگونه آلایش و فکر پلیدی در کار خدمت به استاد و پرستش بودا زندگی می کند. در این میان، دختری بیمار برای شفا به آنجا می آید. و اکنون زمینه خوبی برای آزمون راهب ایجاد شده است. اولین دیدار شرمگونه راهب و دختر بیمار، زمانی است که دختر در حال عوض کردن لباس خود است. پسر یک لحظه در را باز می کند اما خیلی سریع آن را میبندد و دور می شود. راهب نوجوان شیدای دختر شده و با وجود تمام تعلیماتی که دیده و آموزه هایی که آموخته، با دختر ارتباط برقرار می کند. این سرآغازی می شود بر گناه هایی که راهب خواهد کرد. در جایی استاد که از این عمل مطلع شده به راهب می گوید که این شهوت تو می تواند شهوت قتل را هم در تو برانگیزد.. استاد دختر را به بیرون از قلمرو خود می برد. راهب نوجوان بین بندگی به بودا و عشق زمینی خود مانده است. انتخاب او دختر است. می رود و تابستان فیلم تمام می شود.

پاییز
در پاییز فیلم، استاد بودایی به طور اتفاقی به خبری در روزنامه بر می خورد که مردی پس از قتل همسرش متواری شده است. قاتل همان شاگرد استاد است. دور از انتظار نیست که مرد دوباره به پیش مرید خود باز گردد. استاد با تندی با او برخورد می کند، او را می زند و مجبورش می کند برای رهایی از خشم خود، به کندن چوب منقش به عباراتی مخصوص با چاقو مشغول شود. در نهایت دو کاراگاه برای دستگیری او می آیند و او را با خود می برند. این شاید همان کارمایی است که راهب دچارش شده است. گناهی که ابتدا با آزار حیوانات شروع شد و به رابطه و سپس قتل منجر شد. 

زمستان
در بخش زمستان، راهب بار دیگر باز می گردد اما خبری از استاد نیست. این گونه به نظر می رسد که او دوران محکومیتش را سپری کرده و حالا دنبال چیزی در زندگی اش می گردد که او را به آرامش ذهنی و دوری از شهوت و وابستگی و تمنا برساند. راهب بار دیگر سنگی به خود می ببند. این سنگ استعاره ای از تمام گناهان و اشتباهات زندگی اوست. سنگ را به خود می بندد، مجسمه بودا را در دست می گیرد، تمریناتی سخت و طولانی برای آمادگی جسمی و فکری انجام می دهد و با وجود دست و پا گیر بودن سنگ، خود را به بلند ترین نقطه کوه می رساند. رهایی. بی نیازی. سبکی در عین وجود سنگینی بار زندگی.

این مرحله از زندگی راهب را می شود نیروانا دانست. آخرین مرحله در طریقت بودایی که شخص به بی نیازی از نیاز های این عالم و خشنودی حقیقی و اشراقی کامل دست می یابد. در این مرحله از آیین بوداست که شخص به رهایی کامل از همه خشم ها، درد ها، شهوت ها و نیاز ها می رسد. بودا زمانی که به این مرحله رسید می دانست که دیگر به این جهان باز نخواهد گشت..

در آخرین فصل فیلم که مجددا بهار است، باز کودکی راهب را می بینیم، مشغول کوبیدن به روی لاک یک لاکپشت.. که این می تواند نشانه ای از اعتقادات بوداییان به تناسخ و زندگی دوباره در این جهان باشد.

جدا از مفهوم فیلم، کیم کی دوک فیلمی ساخته که وجهه ای جهانی دارد. این مفهومی است که بیشتر برای مخاطب شرقی که به این گونه مناسک وابسته است، نزدیک تر می نماید. اما کیم کی دوک با همان شیوه مینیمال و پرهیز از گفتگوهای طولانی، فیلمش را طوری ساخته که نیازی به تفصیل و توضیح ندارد. گفتگو همیشه بیانگر حالات نیست. کیم کی دوک با احترام گذاشتن به مخاطب و محترم دانستن او، نماهایی را نشان می دهد و دریافت آن را به عهده حود مخاطب می گذارد.فیلم های کیم کی دوک متعلق به هیچ سرزمین خاصی نیست. اما یک تفاوت اساسی وجود دارد. فیلم های او، مثل فیلم های کیارستمی، برسون و تارکوفسکی، تکه هایی از این جهان را نشان می دهد که با وجود سادگی بسیار، ذهن را درگیر خود می سازد و بخش هایی از وجودمان که ما کمتر به آن دسترسی داشته ایم، تکان کوچکی می دهد و ما را وادار به جدی گرفتن بیشتر روح خود می کند. 

مقاله اختصاصی گروه تدوین محتوای سلامت ۱۱۸​
استفاده از این مطلب و انتشار آن، با ذکر نام سلامت ۱۱۸​ و درج لینک www.salamat118.com بلامانع می باشد.

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای 'سلامت ۱۱۸' نمی باشد.

سلامت ۱۱۸: مرجع سلامت جسم و روان: پزشکی، روانشناسی، تغذیه، ورزش و زیبایی

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های سلامت ۱۱۸

ارتباط میزان افسردگی با بیماری قلبی و سکته

از کجا بفهمم بینائی فرزندم مشکل دارد؟

پسوریازیس نباید با اگزما اشتباه گرفته شود

آیا همراه غذا «آب» بخوریم؟

تهیه‌کننده «گلادیاتور» و «فهرست شیندلر» درگذشت

وقتی هوش مصنوعی روانشناسی را متحول می‌کند

برداشت محصول در ایستگاه فضایی بین‌المللی!

سلاح‌های کودکانه برای سرپیچی از والدین

ورزش به پیشگیری از افسردگی کمک می کند

عفونت‌های گوارشی را جدی بگیرید

موج جدید نگرانی در مورد ذرت‌های سمی

نمایشگاهی برای چهاردهمین سالگرد مرتضی ممیز

آزمایش ربات‌های خودران توسط "گوگل روسیه"

هوش مصنوعی مکان و زمان رعد و برق را پیش‌بینی می‌کند

8 علامت خطر در زمان انتخاب مشاور

فشار خون؛ بی‌نشان مرگبار

تاثیر گران ترین ادویه جهان در کاهش افسردگی

فعالیت بدنی خطر شکستگی استخوان را در زنان یائسه کاهش می‌دهد

برگزاری شب «ژان کلود کریر»

ربات‌های پستچی مسیرها را بهتر پیدا می‌کنند

بررسی امکان پرورش رگ‌های خونی در فضا

چگونه حامی فرد مبتلا به افسردگی باشیم؟

با موی خیس نخوابید!

خونریزی‌‌های غیر طبیعی رحمی

۵ دمنوش‌ ساده برای سم‌زدایی از ریه

سلامت ۱۱۸ در شبکه های اجتماعی