1394/8/10 571

«شعر قیصر حتی در شرایط خشنونت‌بار جنگ، لباسی از لطافت طبع و روح مهربان او را بر تن دارد.»

او جای دوری نرفته؛ همین نزدیکی‌هاست؛ یادی از قیصر امین پور


«شعر قیصر حتی در شرایط خشنونت‌بار جنگ، لباسی از لطافت طبع و روح مهربان او را بر تن دارد.» دوم اردیبهشت سال 1338 بود که در گتوند استان خوزستان چشم به جهان گشود و در دزفول به تحصیل پرداخت. در سال 57 در رشته دامپزشکی در دانشگاه تهران قبول شد اما این رشته باب دل او و ارضاکننده ذوق هنری‌اش نبود. انصراف داد و در سال 63 در رشته زبان و ادبیات فارسی پا به دانشگاه گذاشت و این رشته را با محرک علاقه و پشتکار تا مقطع دکتری ادامه داد.
 
زنده‌یاد دکتر قیصر امین‌پور از بانیان و ادامه‌دهندگان واحد شعر حوزه هنری بود. همچنین صفحه شعر هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و نخستین مجموعه شعرش را در سال 63 با عنوان "در کوچه آفتاب" که دربرگیرنده رباعی و دوبیتی بود منتشر کرد و در پی آن "تنفس صبح" را که شامل تعدادی غزل و شعر سپید بود به چاپ رساند.
 
سال 67 تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز کرد و در سال 69 در دانشگاه تهران مشغول شد. سال 68 جایزه نیما یوشیج معروف به مرغ آمین بلورین را کسب کرد. در سال 82 عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی شد اما در سال 86 بیماری کلیه و قلب زندگی را از قیصر شعر ایران گرفت. پیکر این شاعر در خاک زادگاهش گتوند آرام گرفت و اکنون مقبره دورافتاده او پذیرای علاقه‌مندانش است.
 
"طوفان در پرانتز"، "منظومه روز دهم"، "مثل چشمه، مثل رود"، "بی بال پریدن"، "مجموعه شعر آینه‌های ناگهان"، "به قول پرستو"، "گزیده اشعار"، "مجموعه شعر گل‌ها همه آفتابگردان‌اند" و "دستور زبان عشق" کتاب‌های به‌جامانده از او هستند.
 
قیصر امین‌پور در هشتم آبان ۱۳۸۶ بر اثر بیماری کلیه و قلب دار فانی را وداع گفت. به همین مناسبت مطلبی می‌خوانید از سیدمرتضی سبزقبا که فیلم‌ساز است و در شهری زندگی می‌کند که زمانی قیصر می‌زیست و با شعر او انس و الفت دارد.
 
«19 ساله بودم. هر هفته سر کلاس "مبانی ارتباط تصویری"، استاد ملکی شعر می‌خواند و با شور و شعفی وصف‌ناپذیر از همکلاسی‌اش سخن می‌گفت. هر گاه از زیبایی و توازن و تقارن در نقاشی و طراحی و معماری حرف می‌زد، شعری از دوست و همکلاس قدیمی‌اش را به مبحثش ضمیمه می‌کرد تا درکی زیبا از زیبایی و توازن و تقارن در شعر نیز نصیب‌مان شود.
 
جایگاه او در شعر معاصر و به خصوص شعر پس از انقلاب، جایگاهی مهم، اثرگذار و ویژه است. شعر قیصر امین‌پور از جهات مختلف واجد ویژگی‌های مهم و منشا اثر بسیاری است. فعالیت‌های اجتماعی و البته کمتر سیاسی‌اش در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر از جمله در جریان وقوع انقلاب، جنگ و دوران پس از جنگ و فعالیت‌های اجتماعی و البته بیشتر فرهنگی‌اش در حوزه اندیشه و هنر اسلامی و پس از آن در دانشگاه الزهرا و تشکیل نشست‌های علمی و فرهنگی، هنری او و بعدتر حضورش به عنوان استاد در دانشگاه، در به وجود آمدن موجی تازه در شعر معاصر و البته تربیت و پرورش جمعی از شاعران جوان نقش بسزایی داشت.
 
19 ساله بودم. نام قیصر را پیش از آن کم و بیش شنیده بودم. بندها و بیت‌هایی از اشعارش را به خاطر سپرده بودم و وقتی استادمان از دوستی با دوست دوران نوجوانی و جوانی‌اش سخن می‌گفت بیش از پیش به شخصیت و شعر قیصر علاقه‌مند می شدم. بعدها به شکل پیوسته اشعار او را یک به یک خواندم.
 
قیصر امین‌پور را شاعری نوآور می‌شناسم که اشعارش وامدار سنت و سابقه تاریخی شعر کلاسیک ایران‌زمین است. شعر او ساحت‌های مختلف و متفاوتی را دربرمی‌گیرد. اشعار آیینی، تغزلی، کودکانه، حماسی، اجتماعی و گاه سیاسی‌اش آیینه‌ای روشن از زمانه‌ای است که در آن زیست؛ زمانه‌ای که شتاب تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌اش قدرت درک آن‌ها را از برخی هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ سلب می‌کرد. قیصر اما برخلاف برخی جریان‌های فکری خاص، سره را از ناسره تشخیص می‌داد و راه را از چاه. به همین دلیل است که معتقدم او فرزند زمان خویشتن بود و شعر او زاییده زمانه‌ای که بی‌صبرانه در آن زیست و صبورانه رنج‌ها و دردهایش را تحمل کرد.
 
19 ساله بودم. یادم هست وقتی سال‌ها بعد به دبیرستان آیت‌الله طالقانی دزفول آمد تا بعد از گذشت سال‌ها با نیمکت‌ها و کلاس‌های دبیرستان دیداری تازه کند، یادم آمد که آن کلاس و آن نیمکت‌ها را می‌شناسم. من به دلایلی فصلی کوتاه را در آن کلاس و با آن نیمکت‌های رنگ و رورفته‌اش سپری کرده بودم.
 
شعر قیصر امین‌پور با روایت و ترسیم او از شرایط اجتماعی معاصرش شکل می‌گیرد. حماسه، عشق و عرفان سه ویژگی مشخص دوره‌های مختلف شاعری اوست که هر کدام البته با روایت و ترسیم او از این سه شمایل متفاوت و دیگری از حماسه، عشق و عرفان را در شعر معاصر ما برساخته است. وقتی از جنگ سخن می‌گوید در واقع از جنگ نمی‌گوید بلکه از انسان زخم‌خورده از جنگ سخن می‌گوید. وقتی که از دردهای خود می‌گوید در واقع از دردهای خود نمی‌گوید بلکه از دردهای نوع بشر سخن می‌گوید. او وقتی از دزفول و مردم زخم‌خورده‌اش و یا از سرزمین زخمی فلسطین حرف می‌زند درباره انسان زخمی از رنج جنگ سخن می‌گوید. شعر قیصر حتی در شرایط خشنونت‌بار جنگ، لباسی از لطافت طبع و روح مهربان او را بر تن دارد.
 
شخصیت فرهیخته اما مردمی، ساده اما عمیقش، او را در نزد مردم به شخصیتی محبوب بدل کرده است. از طرفی او آکادمیسینی است که جایگاه علمی‌اش در مراکز و محافل دانشگاهی، تحقیقات ادبی او را تا سطحی عالی از دانش علمی و ادبی روزگار ما ارتقا بخشیده است. پایان‌نامه دکترای او که بعدها در قالب کتاب "سنت و نوآوری در شعر معاصر" منتشر شد یکی از پژوهش‌های مهم ادبی معاصر به شمار می‌آید. فعالیت و سردبیری او در ماهنامه ادبی "سروش نوجوانان" ساحت دیگری از شخصیت ادبی او را به جامعه فرهنگی کشور معرفی کرد. او به راستی فرزند زمانه خویشتن بود.
 
19 ساله بودم که هر هفته سر کلاس استادمان از شعر و شخصیت خاص قیصر می‌شنیدم و به اوبیش از پیش علاقه‌مند می‌شدم. استاد ملکی از ایام جوانی‌اش سخن می‌گفت و با شعف و عاطفه‌ای عجیب از زمانی سخن می‌گفت که قیصر را به مراسم ازدواج خود دعوت کرده بود.
 
آن چه من از قیصر می‌دانم و می‌شناسم این است که تشخص و متانت شخصیت شاعر به دور از امواج پریشان "ایسم"‌های گوناگونی که گاه شاعران معاصر را با خود برده و از خود دور کرده آشکارا و پنهان در دریای وسیع و عمیق شعر قیصر موج می‌زند. شعر قیصر مجموعه‌ای از تشخص و متانت او، طبع بلند و لطیفش و دانش و آگاهی‌اش از جریان‌های مختلف ادبی از آغاز تا دوران حیات اوست. بی‌شک او به همراه شاعرانی همچون سلمان هراتی و سیدحسن حسینی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین شاعران بعد از انقلاب به شمار می‌آیند.
 
در تمام سال‌هایی که دیگر 19 ساله نبودم و اشعار او را یک به یک و مستمر می‌خواندم می‌دانستم و شنیده بودم که به خاطر آن تصادف وحشتناک اسفندماه 1377 شرایط دشوار و جانکاهی را از سر می‌گذراند. سال‌های بعد هر گاه استاد "مبانی ارتباط تصویری"‌مان را می‌دیدم سراغش را از دوست و همکلاسی قدیمی‌اش می‌گرفتم. او از رنج‌های قیصر رنج می‌کشید اما همواره با لبخندی ملیح و با عاطفه‌ای شیرین از او سخن می‌گفت. وقتی هشت آبان 1386 خبر رفتنش را شنیدم باور نداشتم. باور نداشتم که دردها و رنج‌های جسمی‌اش بالاخره او را از ما ربوده است.
 
آن روز در گتوند پشت سر قیصر که آرام بر موج شانه‌های مردم به سوی آرامگاه ابدی‌اش پیش می‌رفت گام برمی‌داشتم. آن روز 19 ساله نبودم. 27 ساله بودم. روز دلگیری بود. حس عجیبی داشتم. برای من همواره شخصیت باابهت اما مهربان شاعر ستودنی و قابل ستایش بود. سخت بود که در آن روز دلگیر قدم به قدم قیصر را آن همه ابهت را تا آرامگاهش بدرقه کنم. من هیچ گاه او را از نزدیک ندیده بودم اما خیلی خوب او را از نزدیک می‌شناختم. آن روز به استاد کریم ملکی می‌اندیشیدم و به مهر و محبتی که بین این دو وجود داشت. حالا هنوز هم هر روز هر وقت استاد ملکی را می‌بینم با همان شور و شعف همیشگی‌اش از شخصیت و شعر دوست دوران جوانی‌اش سخن می‌گوید و طوری سخن می‌گوید که انگار قیصر نرفته است و یا اگر رفته است جای دوری نرفته است. او همین نزدیکی‌هاست.
 
وقتی که قیصر رفت من 19 ساله نبودم. 27 ساله بودم. هنوز هم در شعر او زیبایی و وقار و متانت و توازن و تقارن هنری فاخر را به وضوح می‌بینم. در این سال‌هایی که رفته چندین بار به دیدنش در گتوند رفتم. کاش معماری آرامگاه او در شأن او و اشعار او طراحی و اجرا می‌شد. به نظرم اجرای طرح فعلی هم با استانداردهای معماری اصیل و درخشان ایران‌زمین فاصله بسیاری دارد. اما راستش از این که قیصر در گوشه‌ای از خاک گتوند آرمیده است آسوده‌خاطرم. او جای دوری نرفته است. او همین نزدیکی‌هاست. یادگارهایی او و اشعار او نیز برگ زرین دیگری است که در تاریخ شعر سرزمین من تا ابد باقی خواهند ماند. راستی تا یادم نرفته است باید بروم و با دوست و همکلاسی قدیمی قیصر امین‌پور، جناب استاد کریم ملکی عزیز دیداری تازه کنم.
منبع
ایسنا

توضیح: نظراتی که درج می شود، صرفا نظرات شخصی افراد است و لزوماً منعکس کننده دیدگاههای 'سلامت ۱۱۸' نمی باشد.

سلامت ۱۱۸: مرجع سلامت جسم و روان: پزشکی، روانشناسی، تغذیه، ورزش و زیبایی

نظر شما

پرطرفدارترین مطالب امروز

تازه های سلامت ۱۱۸

مغزتان را کوک کنید

راه های آموزش بخشندگی به کودکان

مصرف داروهای ضد اضطراب در بارداری خطر سقط را افزایش می دهد

دانستنی‌هایی درباره رژیم سرکه سیب

اسطوره فرمول ۱ در ۷۰ سالگی درگذشت

چسب زخم جادویی ساخته شد

ساخت رباتی که می‌تواند بپرد و برقصد!

خودشیفتگی بدون مشاوره قابل درمان نیست

5 نشانه هشدار دهنده ورزش بیش از حد

توصیه‌هایی برای روزه‌داری در روزهای گرم

طاسی سراغ چه کسانی می‌رود؟

ساخت یک ارگانیسم زنده با ژن‌های مصنوعی

تغییر لوگوی گوگل به افتخار کاشف ساز و کار "نوار قلب"

از "کوتوله‌های سفید" چه می‌دانید؟

آیا ژن زیبایی وجود دارد؟

تنها زندگی کردن سلامت روان افراد را به خطر می اندازد

سحری به عنوان یک وعده کامل غذایی مصرف شود

4 نشانه‌ اولیه پارکینسون

دیابت، عملکرد سلول‌ها را تغییر می‌دهد

نگران ماه نشوید، در حال تغییر فاز است!

تغییر لوگوی گوگل به افتخار "همه‌چیزدان" ایرانی

حل جدول موجب افزایش عملکرد مغز در سنین بالا می شود

طالبی موثر در پیشگیری از بیماری‌های قلبی عروقی و فشار خون

اما و اگر‌های مصرف تخم‌مرغ در کودکان

افزایش ابتلا به سرطان روده در میان جوانان

سلامت ۱۱۸ در شبکه های اجتماعی